روایت کتاب
کتاب عناصر داستان الیجا است، پسر مصری متولد کانادا که در کلیسای قبطی بزرگ شده و درکش از مسیحیت بایدها و نبایدها و قانونهای بی دلیل و منطقی بود که خیلی از ذهنهای پویا و نقدگرا در نهایت به چالش میکشند. در طی اتفاقاتی، الیجا وارد محضر حقیقی مسیح میشود و متوجه میشود که ماهیت مسیحیت عشق است و آنچه او به عنوان مسیحیت میشناخت صرفا ساختاری است که بدون عشق مسیح کاملا تهی است. ما نیز همراه الیجا با مسیح و عشق بینظیرش آشنا میشویم و در طی مراحل عرفانی زمین شدن، آب شدن، باد شدن و آتش شدن همسفر او خواهیم شد.
بر خلاف الیجا، اکثر خوانندگان فارسیزبان این کتاب احتمالا با مسیحیت بزرگ نشدهاند. ولی خیلی از ما با تجربهی دین به عنوان مجموعهای از قانونهای بی سر و ته یا یک چهارچوب اخلاقی آشنا هستیم. الیجا به ما یاد میدهد که عشق ایثارگرانه در مرکز مسیحیت است و تمام آن قانونها و چهارچوبها در قالب این عشق معنی میگیرند. الیجا به ما یاد میدهد که چگونه میتوانیم هر لحظه از زندگیمان را تبدیل به عبادت و هر مکان را تبدیل به عبادتگاه کنیم. الیجا خودخواهی ما را آشکار و به ما یادآوری میکند که این بر خلاف طبیعت معنوی ماست که تصویر خداوند هستیم. او به ما نشان می دهد که چطور با گذشتن از خود، خواستههایمان و نیازهایمان، ظرفمان را از خود و خودخواهی خالی میکنیم تا جا برای حضور مسیح باز کنیم. و تازه در حضور مسیح است که خود واقعی و توانمندمان را پیدا میکنیم. مسیحیت سرشار از تناقض است. برای ثروتمندی باید فقیر شد. برای قدرتمندی باید تسلیم شد. برای زندگی باید مرد. الیجا عمق این تناقضها را به زیبایی به تصویر میکشد.
روحالقدس روشهای مختلفی را برای ارتباط برقرار کردن با افراد مختلف انتخاب میکند. گاهی از زبان غریبهای که سر راهتان قرار میگیرد، گاهی به وسیلهی خوابی که از سرتان بیرون نمی رود، گاهی از طریق کتابی که از صندوق عقب ماشین کشیشی درآمده است. خداوند از طریق کتاب عناصر با من صحبت کرد. یا حداقل سر صحبت را باز کرد. پس از خواندن چهار جلد اول، قلبم آنچنان عاشق مسیح شده بود که ذهنم دیگر توان نه گفتن نداشت. هر جای این مسیر هستید و به هر دلیلی که این کتاب را باز کردید، چه صرفا از روی کنجکاوی، چه برای یاد گرفتن بیشتر در مورد مسیحیت، چه برای مستحکمتر کردن رابطهی خود با مسیح، دعا میکنم که صدای خداوند را که عاشقانه نامتان را زمزمه میکند در این کتاب بشنوید.